مرتضى راوندى
80
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
درهم بود ، به تصرف خليفه درآمد . » « 1 » اين املاك غالبا به دست اطرافيان خليفه ، كه عناصرى مهمل و مفتخور و بيهنر بودند ، مىافتاد و ، چنان كه بايد ، از آنها استفادهء اقتصادى نمىشد . ستمگرى زورمندان به مالكين ، به حدى بود كه غالبا آنها براى نجات از تعدى مأمورين وصول خراج ، املاك ، باغها و مزارع خود را از روى ناچارى ، به مردم قدرتمند واگذار مىكردند و چيزى در عوض از آنها مىگرفتند . پس از آنكه ملك در دفاتر رسمى به نام مالك جديد ثبت مىشد ، رفته رفته ، مالك قديم از حق خود بىنصيب مىماند . « مالكين زنجان ، براى دفع شر راهزنان ، املاك خود را به نام پسر هارون ثبت كردند و خود كشاورز وى گشتند . پس از چندى آن املاك تيول سلطان شد . » « 2 » عدهء زيادى از مالكان آذربايجان و فارس نيز براى نجات از مظالم زورمندان به اين تدبير متوسل مىشدند . پولهايى كه خلفا از راههاى ظالمانه و غير مشروع گردآورى مىكردند ، در راه عيش و - نوش و تجمل مصرف مىشد . « كنيزان و غلامان ماهرو را به قيمتهاى گزاف مىخريدند . فرش و اثاث از خز و ديبا و حرير تهيه مىكردند ؛ حتى ميخهاى ديوارها را از نقره مىساختند . باغها ، كاخها و گردشگاههاى مخصوص به خود بنا مىنمودند . بدتر از همه آنكه دست زنان و مادران و كنيزان و نزديكان خود را در چپاول اموال عمومى باز مىگذاردند . » « ساختمان كاخ معز ، در بغداد ، سيزده ميليون درهم تمام شد ؛ و امين در خيزرانيه ، عمارتى بنا كرد كه بيست ميليون درهم خرج برداشت و پنج كرجى ( زورق ) ، به شكل شير و فيل و عقاب و مار و اسب ، براى امين ساختند كه مبالغ هنگفتى مصرف آن شد و همين كه آن زورقها را در دجله به آب انداختند ، ابو نواس شاعر مشهور دربارهء آنها اشعارى سرود . » « 3 » بيشتر ولخرجيها و بذل و بخششها از بيت المال مسلمين بود نه از خزينهء شخصى خليفه . چيزى كه اين حقيقت را تأييد مىكند اينكه هارون نامهاى به سفيان ثورى ( صوفى معروف مقيم كوفه ) مىنويسد ، و به او خبر مىدهد كه به خاص و عام ، از بيت المال ، هدايا و عطايا مىبخشد . سفيان ، كه مردى واقعبين و پاكدامن بود ، زبان به ملامت خليفه مىگشايد و در پاسخ او مىنويسد : « اين نامه را به تو مىنويسم و يادآور مىشوم كه از اين پس ، رشتهء دوستى تو را بريدم . چه كه خودت در نامهاى كه به من نوشتهاى ، اقرار كردهاى كه بر بيت المال مسلمانان هجوم آوردى و آنچه خواستى بدون رعايت حق و عدالت دادهاى و بخشيدهاى . . . اى هارون ، چرا به خزانهء مسلمانان حملهور شدى ، كى به تو اين اجازه را داده است ؟ آيا آوارگان اجازه دادهاند ؟ آيا مردانى كه در راه خدا شمشير مىزنند ، اجازه دادهاند ؟ آيا بيوه زنان و يتيمان اجازه دادهاند ؟ آيا كسانى كه بايد از اين اموال دلشان به دست آورده شود ، به تو چنين اجازه دادهاند ؟ آيا مردمى كه رعيت تو هستند اجازه دادهاند ؟ » گفتههاى سفيان ثورى به هارون مانند گفتههاى اباذر غفارى به عثمان است . « 4 » جانشينان عثمان ، چون در مقابل قدرت فردى خود ، نيرو و قدرت متحد و متشكلى
--> ( 1 ) . همان . ص 150 . ( 2 ) . همان . ص 151 . ( 3 ) . همان . ص 158 . ( 4 ) . ر ك : همان . ص 164 .